تبليغاتX

اندر احوالات دانشگاه علامه طباطبایی

به مناسبت سال‌روز تشكيل بسيج‌دانشجويي

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

پايان سياست تهديد و تطميع

   اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) فرمود كه دولتمردان نظام اسلامي راست نمي‌گردند مگر به پايداري مردم. اگر نظارت مردم تنها راه علاج آسيب‌هاي مديريتي در نظام اسلامي است، از همه بيش‌تر بسيج به اين امر اولي است؛ و البته اين عمده‌ي وظيفه‌ي بسيج است. بسيجِ منتقدِ متعهّد به نظام است كه در افق آرمان‌هاي امام راحل كجي‌ها و كاستي‌ها را مي‌بيند و در مقابل اين كجي‌ها و كاستي‌‌ها وارد عمل می‌شود. رأس همه‌ي وظايف بسيج پس از دفاع مقدس همين امر است. اگر بسيجي وسط ميدان باشد، ارزش‌هاي اسلامي زنده خواهد ماند.

اما اين تنها يك رويِ سكه است كه بسيجيان وظيفه‌ي خود را بشناسند و احياناً خود را در قطره‌چكاني و كويرزدايي و... خلاصه نكنند؛ و بدانند كه آن‌هايي كه مي‌خواهند بگويند بسيجيِ خوب، تنها همانی است که بر سرِ چهارراه‌ها يا جاده‌ها به ايست‌وبازرسي مشغول است، مي‌خواهند كه چشمِ بيدار بسيجي را به خواب بكشانند. روي ديگرِ اين مسئله، مسئولين محافظه‌كاري هستند كه هم قدرت را مي‌خواهند و هم مي‌خواهند تا حدودي ديني عمل كنند. اصلِ اساسي اين‌گونه مديران، محافظه‌كاري‌ست. دريچه‌ي تنگ و تاريك محافظه‌كاري، نظرگاهي است كه از آن دريچه، هم به تفسير قدرت مي‌پردازند و هم به تفسير دين. گويي كه اصلاً نشنيده‌اند محافظه‌كاري قتل‌گاه انقلاب است. نه! اين ترديد و اين اشتباه از نگارنده است، وگرنه اينان سال‌هاست كه چنین جمله‌ای را شنيده‌اند. اما آنان همين معنا را نيز از دريچه‌ي كور سياست‌زده‌گي و محافظه‌كاري تفسير مي‌كنند و از ميان اين تفسير، در جست‌و‌جوي راهي هستند براي استمرار قدرت سياسي خویش. شايد خواننده‌ي اين سطور گمان كند كه نویسندگان به گفتن كلياتي نه چندان قابل لمس مشغول هستند؛ اما آن‌چه گفته شد و در ادامه گفته خواهد شد، همه ناظر به وقايعي‌ست كه پس از دفاع مقدس براي بسيج به طور عام و بسيج دانشجويي به طور خاص اتفاق افتاده است.

بسيج‌دانشجوييِ دانشگاه علامه در دولت آقاي خاتمي منتقد بسياري از برنامه‌هاي غلط در دانشگاه بود؛ و گاه كار به تجمّع و تحصّن نيز كشيده مي‌شد. پس از دولت آقاي خاتمي و در دولت آقاي احمدي‌نژاد يكي از روحانيوني كه خود را شاگرد مقام معظم رهبري مي‌داند، به عنوان رئيس دانشگاه برگزيده شد؛ در حالی که بسياري از برنامه‌ها و سياست‌هاي غلط هم‌چنان ادامه داشت و البته بسياری از كارهاي مهم بر زمين مانده بود و اراده‌ي تغيير نيز وجود نداشت. در اين بزنگاه، بسيج چه باید مي‌كرد؟ و چه مي‌توانست بكند؟ اگر پیش‌تر به زشتي برنامه‌ها اعتراضی بود، هنوز آن برنامه‌ها ادامه داشت و قاعدتاً بسيج بايد هم‌چنان معترض مي‌ماند.

با آمدن رئیس جدید دانشگاه اگر بسیجِ معترض و منتقد، به انتقادات خود پایان می‌داد نشان از این بود که یا با رییس پیشین، خصومتی شخصی داشته‌است و یا در شرایط حاضر به محافظه‌کاری و توجیه‌گری تن داده است(تذکّراً اینکه در بسياري از تجمّع‌ها و تحصّن‌هايي كه در زمان رياستِ‌ پيشين دانشگاه بود، سازمان بسيج دانشجويي نيز حمايت همه جانبه مي‌كرد). در این میان رئيس محافظه‌كار جديد دانشگاه هم از دو راهِ مكمل براي خاموش كردن چراغ انتقاد در بسيج استفاده كرد. اول اين‌كه تعدادي از بسيجي‌هاي سابق و مسئولين بسيج دانشگاه را به عنوان كارمند وارد كادر اداري كرد تا بتواند از نفوذ اينان در مجموعه‌هاي جديد بسيج استفاده كند.(حتی یکی از رؤسايِ‌ بسيج بورسيه‌ي تحصيلي خارج از كشور را در پاداش زحمات خود براي رياست دريافت كرد. و برخي ديگر از اين جمع به كارمندي بسنده كردند.) اما در مقابل این راه، تعدادي از بسيجيان، آرمان‌هاي امام و رهبري را معامله نكردند و در موضع انتقاد به كجي‌ها و كاستي‌ها باقي ماندند. رياست در مقابل اين بسيجيان، راه دوم را که راه تهديد بود در پيش گرفت؛ سعي كرد براي برخي از اين بسيجيان، بدون هيچ مدركي حكم تعليق از درس بزند، اما در اين كار موفق نشد. اين بار از نفوذ برخي از كارمندها(سابقاً بسيجي) و دادوستد رياست و بسيج استفاده كرد تا بتواند درب بسيج‌دانشجويي دانشكده‌هاي علوم اجتماعي و اقتصاد را ببندد.

رياست دانشگاه همه‌ي توان بيت‌المال را به خدمت می‌گیرد تا به تفسير محافظه‌كارانه‌ي خود از قدرت و ديانت تحقق ببخشد. با او ديگر چه گفت‌و‌گويي مانده است؟ اما جاي اين پرسش باقي‌ست كه مسئولين سازمان بسيج دانشجويي جانب محافظه‌كاري را خواهند گرفت؟! و مثلاً يكي به ميخ خواهند زد و يكی به تخته؟ شايد هم، همه را به تخته بزنند و اعلام كنند كه اين‌ها اصلاً بسيجي نيستند و عده‌اي دانش‌جوي اراذل و اوباش هستند كه وارد بسيج شده‌اند و اكنون در سال‌روز تشكيل بسيج، بايد تصفيه شوند.

پيش‌داوري نكنيم! خوب، منتظر خواهيم ماند تا ببینیم مسئولين سازمان بسيج‌دانشجويي جانب محافظه‌كاري را خواهند گرفت يا به آرمان‌هاي امام و رهبري وفادار خواهند ماند!

3/9/1388

به مناسبت

سال‌روز تشكيل بسيج‌دانشجويي

 

!! ارسال شده توسط عاشورائیان | | سه شنبه هفدهم آذر 1388

خطاب نامه بسیج دانشگاه علامه به رییس جمهور

 

 

خطاب نامه بسیج دانشگاه علامه به رییس جمهور

 

بسیج سه دانشکده دانشگاه علامه طباطبائی درنامه ای به احمدی نژاد خواستار رسیدگی به مدیریت نابسامان دانشگاه شدند


بسمه تعالی 


جناب آقای دکترمحمود احمدی‌نژاد

ریاست محترم جمهوری 


سلام علیکم

با احترام و ارادت خدمت حضرتعالی و با تبریک حُسن اعتماد دوباره مردم به شما، اکنون که روزهای پُرحادثه انتخابات سپری، و اراده مردم حاکم شده‌است نکات مهمی تذکراً به عرض می‌رسد:

دانشگاه علامه طباطبائی(ره) اینک به چند خصیصه شناخته می‌شود: دانشگاه مادر علوم انسانی کشور؛ وضعیت شکوفای! علم در این دانشگاه؛ و ریاست دکتر سید صدرالدین شریعتی.

امیدهای فراوانی که نتیجه انتخابات تیر84 در قلب دلسوزان انقلاب اسلامی پدید آورد، در قلب دلسوزانِ دانشگاهیِ آن انقلاب دوچندان بود؛ چرا که "دانشگاه مبدأ همه تحولات است" را یقین داشتند. تغییرِ ناشی از آن انتخاب مردم، در دانشگاه علامه طباطبائی نشستن سید صدرالدین شریعتی بود بر کرسیِ ریاست؛ اما این تغییر، آغاز قصۀ پردرد دانشگاهی بود، که هشت سالِ گذشته‌اش را نیز به تحمل دردی مشابه گذرانده بود.

شما یقیناً از وضعیت دانشگاه علامه طباطبائی اطلاع دارید؛ این نامه هم قصدِ تبدیل شدن به رنجنامه را ندارد - که رنجنامه‌ها همه پیشتر از این، و خطاب به مسئولین و شخص شما نوشته شده‌اند و همه در جریان ماوقعِ این دانشگاهِ مظلوم هستند- اما برای بیان مقصود ناچار از ذکر مختصری از مظالمِ صورت گرفته هستیم؛ دلسوزانِ انقلاب اسلامی در کسوت دانشجو و استاد، سیری از "آرمان‌خواهی تا تخلف‌ستیزی" را در این دانشگاه و در مواجهه با ریاستِ ضعیف، و حتي اضعف، و حتي‌تر پُرتخلف سیدصدرالدین شریعتی پیموده‌اند و شما از این مبارزات کاملاً مطلعید. از اخراج غیرقانونی مسئول سابق بسیج دانشجویی یکی از دانشکده‌های دانشگاه، تا کار گذاشتن شنود در خوابگاه دانشجوی بسیجی، تا بازنشستگی غیرقانونی استاد سرشناس اخلاق و معارف اسلامی دانشگاه، تا تمرّد از اجرای حکم دیوان عدالت اداری مبنی بر لغو حکم بازنشستگی غیرقانونی همان استاد، تا تمرّد از دستور صریح رئیس‌جمهوری، تا به‌كارگيري متملّقان بدنام با سوابق سوء سياسي و اخلاقي در مسندهاي اجرايي، تا به کار بردن تهمت‌هایی که منافقین و امثالهم در مقابل مخالفینشان استفاده می‌کردند برای از میدان به در کردن منتقدین توسط رئیس دانشگاه، تا غیربسیجی خواندن بسیجیان منتقد از سوی ایشان و اطرافیان ظاهرالصّلاحش، تا کارنامه پُر‌اشکال دانشگاه در حوزه پژوهش، تا کارنامه پُراشکال‌تر در تهیه نقشه جامع علمی کشور در حوزه علوم اجتماعی، تا از بین بردن اندک نشاطی که از دوره پیشین سرِ سالم به در برده بود در محیط دانشگاه، تا نگاه امنیتی به محیط دانشگاه، تا تخلّفات ریز و درشت اداری، تا مباح دانستن و دست یازیدن به هر وسیله‌ای –‌ازجمله تهدید و ارعاب و تطمیع و تهمت‌- برای خاموش کردن هر نوع انتقاد، تا انتقام‌گیری از هر منتقد، تا اعمال نفوذ در هر نهادی که امکانی داشته باشد برای کوتاه کردن دست تظلّم‌خواهی، تا ... . ما، شما و دیگر مسئولین را در جریان همۀ این مسائل قرار داده‌ایم و دیدارها و نامه‌ها و تجمّعات و تحصّناتِ گونه‌گون ما گواه این مطلب است.

انقلاب اسلامی با مبارزۀ نستوه مبارزین و مجاهدین باورمند به آرمانهای اسلام عزیز، آغاز و به پیروزی اوّلیه رسید و با حفظ و پای فشردن بر همین ویژگی -‌مجاهدتِ مدام برآمده از اعتقاد‌- است که این انقلاب، به راه خود ادامه خواهد داد و موانع متعدّدِ پیش روی خود را به حول و قوّه الهی پشت سر خواهد گذاشت. تنها با وجود چنین خصیصه‌ای است که می‌توان به هدف والای استقرار اسلام ناب محمدی(ص) –‌در حد توان خود‌- امیدوار بود وخطر اسلام آمریکایی را-‌در همۀ اَشکالش‌- از سر گذراند؛ و همین امر است که باب شهادت را برای عاشقان حق باز نگه داشته‌است. آیا ادامۀ راه انقلاب جز به اینگونه مجاهدت‌ها امکان‌پذیر است؟

به اطلاع شما –‌ودیگران‌- رسانده‌ایم که معیار ما برای قضاوت، نه ظاهرِ موجّه و اسلامی است، نه صرفاً تقدّس لباس افراد، -‌هرچند مقدس‌ترین لباس‌ها باشد- نه ظاهرِ سیادت، و نه حتی صِرف ارتباطات گسترده با افراد موجّه و برجسته؛ که سنجش باید به ملاک اسلام عزیز باشد و معیارهای اصیل، در رفتار و عملکرد. و به همین سبب راه دشوارِ انتقاد به عملکرد ریاست دانشگاه، که همه ویژگی‌های بالا را داشت، پیمودیم؛ و البته ایشان از همه آنچه در اختیار داشت –‌‌از تقدّس لباس و ظاهر موجّه گرفته تا احترام سادات در جامعه و ارتباطات گستردۀ با دست‌اندرکاران نهادهای مختلف‌- علیه جریانِ منتقدِ مبتنی بر آرمان‌های انقلاب و اسلام و رهنمودهای رهبر عزیز انقلاب، استفاده کرد؛ که البته باید گفت سوءاستفاده کرد.

شما بارها و به طرق مختلف در جریان این موارد و مواردِ بسیارِ دیگر نظیر این، قرار گرفته‌اید و خود نیز به آگاهی از این موارد اذعان کرده‌اید؛ و نهایتاً قول برکناری ایشان –‌که حداقلّ خواستۀ ما از شما، در برخورد اولیه با یک مدیر نالایق بود‌- را در اولین فرصت به ما دادید؛ اما اینک که در آستانۀ معرفی کابینۀ جدید از طرف شما هستیم، شایعه باقی ماندنِ ایشان در این مسند به گوش می‌رسد. مستحضر هستید که برکناری ایشان از این جایگاه مهم، تنهاخواستۀ ما نبوده، بلکه بررسی دقیقِ عملکرد چهارساله ایشان در دانشگاه علامه طباطبائی را کمترین وظیفه دولت شما در این‌باره می‌دانیم. ضمن اینکه از قرار گرفتن دکتر سیدصدرالدین شریعتی در هر پست و مقام دیگری در جمهوری اسلامی به شدت بیمناکیم و نسبت به این امر احساس خطر می‌کنیم.

لازم است پایان این نامه، که امیدواریم آخرین حرکت ما در پیگیری معضلۀ ریاست دانشگاه علامه باشد نه سرآغاز مطالبه به شکلی جدی‌تر، با یاد شهدای راهِ تحقّق منویات والای اسلام خصوصاً شهدای انقلاب اسلامی و امام شهیدان همراه شود تا تجدید عهدی باشد ابدی با آرمان‌های متعالی‌شان.


بسیج دانشجویی دانشکده اقتصاد علامه طباطبائی(ره)

بسیج دانشجویی دانشکده مدیریت و حسابداری علامه طباطبائی(ره)

بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه طباطبایی(ره)

 

»»»»»

 

لینک مرتبط:

 

* جهان نیــــــــــوز

 

!! ارسال شده توسط عاشورائیان | | چهارشنبه هفتم مرداد 1388